۱. خوابم نمی‌آید. قهوه خورده‌ام امشب. هر وقت می‌رویم خانه‌شان حتمن قهوه ترک دارند برای من. مثل وقت‌ هایی که نهار می‌رویم خانه‌شان و حتمن آلبالو پلو دارند. دوست دارم قهوه ترک‌های مامانش را. خوشمزه‌ترین قهوه ترک دنیاست. همان ادویه‌ی مخصوص را دارد شاید. دوست دارمشان. مهربانند و صادقند و صافند. تنها جایی‌ست توی فامیل که همیشه بی‌بهانه می‌روم، می‌دوم حتی. آن دخترک اخمو را هم خیلی دوست دارم. خودش می‌داند؟ می‌دانم که خیلی عمیق است. عاشق تحلیل‌هایش هستم که برایم نقل قول کرده. گفته بودم یکبار که من حسودی‌ام می‌آید به دوست‌های صمیمی این آدم. حسودی‌ام می‌آید به آن لحن آرام بی‌نظیر پر از اطمینان. که تو ناخودآگاه ترجیح می‌دهی که سکوت کنی و گوش شوی و گوش کنی. در مقابلش به شدت احساس مشنگ بودن به من دست می‌دهد گاهی. انگار نه انگار که از من کوچک‌تر است.

۲. دخترک از شیراز آمده و من شادم. ولگردی‌هایمان را دوست دارم. همه چیز این آدم از جنس خودش است. مهربانی‌هایش، خنده‌هایش و حتی بی‌حوصله‌گی‌هایش. رابطه‌ی بی‌تعارف قابل بررسی‌ای داریم. بودنش را لازم داشتم، زیاد، زیاد.

۳. رابطه‌ها وقتی به اوج می‌رسند من را می‌ترسانند. رابطه‌هایی که هنوز نرسیده‌اند به اعتدال. سرگردانند هنوز و وقتی به اوج می‌رسند، دو حالت بیشتر ندارند. یا فرو می‌‌ریزند یا راه خودشان را پیدا می‌کنند و به سبک خودشان ادامه دار می‌شوند و می‌روند و می‌روند. حالا تو زیاد شده‌ای در روز‌هایم. می‌بینم خودم این را. آدم‌ها هم می‌بینند خب. چشم دارند لابد. حس هم می‌کنند. دلیل دارد این زیاد شدنت. با فکر هم بوده‌. یعنی قبلش فکر کرده بودم در موردش که حالا زیاد شده‌ای. دارم دنبال همان قسمت بعد از اوج می‌گردم. حالا اگر این زیاد شدن اذیتت می‌کند، بگو. یعنی فقط که من نخواسته‌ام زیاد شوی، ها؟ که دوستم باشی، ها؟ سوء استفاده هم بلد نبوده‌ام هیچ وقت از آدم‌ها. بدبین هم بوده‌ام همیشه. محتاط هم. به تعداد قدم‌هایی که من برداشته‌ام، تو هم قدم برداشته‌ای حتمن و گرنه خوب می‌دانی که من متخصص عقب نشینی هستم. اگر سوال کردن آدم‌ها آزارت می‌دهد، بگو. اگر داری اذیت می‌شوی، بگو. من به موقع‌اش آدم حرف زدن هستم. دیروز هم توی گودو داشتم به همین‌ها فکر می‌کردم راستی.

۴. سرم را تکیه داده بودم به شانه‌اش، با ماژیکی  که باهاش روی سی‌دی هایش را می‌نویسد کف دستم نوشته بودم، نوشتنم می‌آید. پرسیده بودم این آرامشی که من دارم کنار تو همیشه از کجا می‌آید؟ چشمانم را بسته بودم، فکر کرده بودم به این‌ که از کجا می‌آید...

۵. ساعت ده صبح رفتم و یازده شب برگشتم. دخترک اس ام اس زده گربه‌ی ولگرد واقعن که، سیصد بار زنگ زدم، نبودی. مگه اونجا خونه‌ی گربه‌ها نیست؟
دختر جان حرف نداری شما، گفته بودم تا حالا؟

۶. لابد.

۷. لابد.