من، وینا و تاریکی
روزنوشت
...
هستم، شک نکنید، آن قدر ترسو و به اندازهی کافی احمق هستم که هی اچ دی بیندازم بالا، عق بزنم تا صبح توی خواب و بیداری، گند بزنم به هر چه احساس خوبی که جمع کرده بودم.
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت
11:30 PM
توسط وینا |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۶
شهریور ۱۳۸۶
مرداد ۱۳۸۶
تیر ۱۳۸۶
خرداد ۱۳۸۶
اردیبهشت ۱۳۸۶
فروردین ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
آذر ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۵
مهر ۱۳۸۵
شهریور ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
تیر ۱۳۸۵
خرداد ۱۳۸۵
اردیبهشت ۱۳۸۵
فروردین ۱۳۸۵
پیوندها
صبای بیقرار
شهرزاد
گلی
آذین
BLOGFA.COM