اول، آقای محترم خیر و شر شما از زندگی من کم اگر زحمتی نیست برای شما.
دوم، معده درد لعنتی یا غیر لعنتی برگشته دوباره.
سوم، امروز یک لحظه فکر کردم حتمن از روی فن می افتم کف زمین، بعدش توی عمران واقعن داشتم از پله ها معلق می‌شدم پایین.
چهارم، من یک نفر پیچانده‌ام عذاب وجدان دارم الان. یک کلاسم را هم.
پنجم، دلم برای لوسی حرف زدن با مامان تنگ شده.