...
۱. دلم تنگ شده بود برای اینجا، زیاد، زیاد.
۲. شمال بودم، بابل. برای خواهره خانه گرفتیم. هوا حرف نداشت، همه موهایم فر خورده بودند. هوای شمال فقط توی این فصل است که مزه میدهد. دارم با سیدی نازلی زندگی میکنم. کودک خانهی ما یکدفعه بزرگ شد، یکدفعه مستقل شد. تنها شدم کمی تا قسمتی. طول میکشد تا عادت کنم به نبودنش. هر چند که مطمئنم برای خودش کلی خوب است و هیچ چیز به اندازهی زندگی مجردی توی دوران دانشجویی به آدم چیز یاد نمیدهد. حالا ما توی خانه یک اتاق اضافه داشته میباشیم. شاید آن جا را بکنم جای درس خواندنم و روی میز خودم بساط پازلم را پهن کنم.تصمیم دارم این ترم انسانیتر درس بخوانم، نگفته بودم؟
حالم بهتر است. اصولا جاده همیشه اثرش مثبت بوده روی من. دور شدن و فاصله همیشه خوب است.
۳. انگار وقتی اول بخوانی آدم ها را و بعد شروع کنی که بشناسیشان کارت راحت میشود. میشود در کنارشان خودت باشی و فارغ باشی از هر گونه قضاوتی و توضیحی. اینها را نوشتم که یادم باشد که حس خوبی داشتم من توی آن کافه. هر چند که هات چاکلتش شیر کاکائو از آب در آمد و من اصلن شیر کاکائو دوست نمیدارم. ولی خب در عوض سبز و قرمز و زردش خوشگل بودند کلی.
۴.باغ فردوس، پنج بعدازظهر.
خواهشمندم یک نفر بیاید فلسفهی ساخت این فیلم را توضیح بدهد برای من. من مردهی آن روانکاوی در سکوت آن دکتر روانپزشک میباشم. من مردهی آن تعقیب مخفیانه با آن ماشین تابلو میباشم و آن دختر فکر میکنم بهتر بود چشمهایش را هم میداد یک معاینهای میکردند. و من مردهی آن عاشق شدن دختر بر عاشق سابق مادرش میباشم در انتها.
طفلک فیروزه و امیرحسین که من یک ریز غر زدم. افتضاح بود، افتضاح.
۵.اتوبوس پیر را خواندم. داستانهای کوتاه براتیگن و حالا دیگر مطمئن شدهام که بروم و صید قزلآلا را بخرم. دوستش داشتم. جملههای کوتاه و پایانهای عجیب غریب و اسم داستانها که گاهی لو میدهند منظور نویسنده را و تو شک میکنی که این نام گذاری اصلن تلهای بیش نباشد.
۶. یکی از بزرگترین شاهکارهایم این روزها دانلود کردن آهنگهای پری دریایی و علاءدین و زیبای خفته میباشد. این آندر د سی و کیس د گرل حرف نداشته میباشند به جان خودم، خرچنگه شخصیت محبوب من بود آن دوران. و آن آهنگه که علاءدین با جزمین میخوانند هم خوشگل میباشد.
۷. درست است که من یک مردادی تمام عیار میباشم و بنا به شهادت دوستان فرزند خلف خانوم شیره، ولی خب این اصلن دلیل نمیشود که پاییز فصل محبوب من نباشد که البته این هم گویا از نشانههای متولدین مرداد میباشد.
۸. دلم تنگ شده بود برای اینجا، زیاد، زیاد.
پ.ن: راستی کنسرت شهرام ناظری را نرفتید؟ کار خیلی خوبی کردید.