این درد آخر من را می‌کشد. این معده درد لعنتی لعنتی لعنتی، مغزم را از کار می‌اندازد. مخصوصا وقتی صبح‌ها بیدارم می‌کند از خواب، دیگر دیوانه‌ام می‌کند تا خود شب. از صبح هزار تا کار کرده‌ام تا مثلن حواسم پرت شود، فایده ندارد ولی. داد و بیداد کردن هم که بلد نیستم، همین الان از شدت درد اشک‌هایم دارند پایین می‌آیند بی‌صدا. معده‌ی مصنوعی ساخته نشده است هنوز؟ که این یکی را بکنم بندازم دور، خسته‌ام کرده دیگر.
نیایید بگویید برو دکترها، اعصاب ندارم چون.