برای ح،
ببین، برداشتهای نوشتهای تصورات ابلهانهی دخترانه. حالا صرف نظر از این که منظورت ساراست یا شیوا یا حتی من که مهم هم نیست آن قدرها، که هرکسی نظری دارد حتمن برای خودش، من یک چیزی را نمیفهمم. این که چرا دخترانه بودن تصورات یک نفر میتواند ابلهانه باشد، این که چرا این صفت 'دخترانه' را برای تحقیر کردن آدمه استفاده کردهای و اصلن مگر تو معاینهاش کردهای؟ این معاینه کردن هم داستانی دارد برای خودش. یک فالگیری بود که فال قهوه میگرفت و یکبار من با شیما رفتیم پیشش محض فان و خنده و خوش هم گذشت انصافن. اسمش مانی بود و گی هم بود و خیلی زیاد مهربان و شوخ و شنگ. خلاصه، داشت فنجان من را میخواند و برگشت گفت، تا دو تا وعدهی نزدیک یه خانومی یه کاری میکنه که یه مشکلی تو زندگیت حل میشه. بعد من میخواستم ردهی سنی خانومه رو بدونم، خیلی معصومانه پرسیدم، دختره؟ ، خیلی ناز و خوشگل با همان لحن لوند مخصوص خودش برگشت گفت، عزیزم من دیگه معاینش نکردم که بیبینم دختر هست یا نیست.
با دوستی،
وینا.
