تبليغاتX
من، وینا و تاریکی

من، وینا و تاریکی

روزنوشت


یعنی درک طنز پشت اون جمله‌ی تکراری "مطمئنی؟" این قدر کار سختی بود؟ یا یک جوری آسوده کردن خیال من این قدر کار سختی بود؟ ها؟
عجیب احساس محکم به دیوار خوردگی بهم دست می‌ده این جور وقت‌ها...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 6:32 PM  توسط وینا  | 


کلی خوب و خوشمزه و دلچسب است، رگتایم خواندن و گوش دادن این روزهایم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 12:45 PM  توسط وینا  | 

 

 

Leave me out with the waste
This is not what I do
It's the wrong kind of place
To be thinking of you
It's the wrong time
For somebody new
It's a small crime
And I've got no excuse

?Is that alright
Give my gun away when it's loaded
?Is that alright
If you don't shoot it how am I supposed to hold it
?Is that alright
Give my gun away when it's loaded
?Is that alright
...With you

Damien Rice-9 Crimes

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 12:38 PM  توسط وینا  | 


ابرهای همه عالم شب و روز در دلم می‌گریند...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 8:52 PM  توسط وینا  |